|
نگاهی به تجربیات مدرسی نویسنده و جمع آوری مقالات اثربخش ویژه ی کلاس "آموزش خانواده "
|
منبع:Congress60
در همین ابتدا باید به عرضتان برسانم اگر خدای نکرده تنبل هستید به هیچ عنوان این مقاله را نخوانید .. نمیشود هم تنبل بود و هم انتظار درمان افسردگی داشت .. اگر واقعا مایل هستید از دست افسردگی خلاص شوید به خودتان تکانی بدهید و تعدادی از تکنیک های این مقاله را به کار ببندید .
۱-) در ابتدا به دنبال منبع افسردگی بگردید .. اغلب افسردگی ها از منبع خاصی سرچشمه میگیرند . اگر به درستی بدانید منبع افسردگیتان از کجا است به راحتی انرا درمان خواهید نمود . اولین گام و روش پیشنهادی در اینجا . نوشتن است .. بله نوشتن هر چیزی که فکر میکنید . از خاطرات گرفته تا شعر و هر چیزی که فکر میکنید . حتی میتوانید بعد از نوشتن مطالبتان را دور بیندازید و از بین ببرید . مهم نوشتن است ..
در این هنگام مطالعه هیچ دردی از افسردگی شما دوا نمیکند در این شرایط هنگام مطالعه هیچ یک از مطالب و جملات کتاب را نخواهید فهمید . و در هنگام خواندن اصلا حواستان متمرکز نمیشود و کلمات در جلوی چشمان شما رژه میروند .
۲-) روش دوم پیشنهادی استحمام میباشد .. گاهی اوقات تغییر تنظیمات دمای بدن به عوض شدن فکر و روحیه شما کمک شایانی مینماید . یک دوش اب سرد یا ولرم به راحتی تا ساعاتی از روز ذهن شما را از هرگونه ایده منفی خالی مینماید . مورد مشابه ان استفاده از هوای ازاد و پیاده روی است .
۳-) زندگی به شیرینی شکلات .. این یک روش عجیب شاید به نظر بیاید .. اما امتحان کنید و نتیجه ان را ببینید . اخیرا محققان به این نتیجه رسیدند که مصرف شکلات همان حسی را به انسان میدهد که در هنگام عاشق شدن و یافتن دوست جدید به او دست میدهد . در حقیقت شکلات با کاهش رادیکال های منفی و تنظیم ضربان قلب شما ارامش خاصی را برای شما به همراه میاورد .. همین حالا امتحان کنید . و تاثیر ان را ببینید .
۴-) اقدام به اشپزی یا درست کردن چیزی بنمائید .. اینجا دیگر نگوئید حوصله ندارم . منظور از اشپزی این نیست که حتما یک دیگ بزرگ. اش قلمکار درست کنید . میتوانید کیک یا شیرینی بپزید و در مورد کوچکتر و ساده تر ان قهوه یا نسکافه درست کنید و دست پخت خودتان را بچشید . نکته مهم در این روش این است که تمام این کارها را با حوصله و بدون عجله و دقت کامل انجام دهید . به گونه ای که مدت ها وقت شما را بگیرد ..
در نهایت با خوردن کیک خودتان یا نسکافه ای که درست کرده اید لحظاتی را در ارامش کامل به دور از فکر های منفی بگذرانید
۵-) امیدوارم به موسیقی علاقه داشته باشید . اگر بتوانید ساز بزنید ۹۰٪ مشکل شما همیشه حل شدنی است .. هر سازی که در منزل هست امتحان بکنید . از ارگ و پیانو و گیتار گرفته تا ساده ترین انها ساز دهنی یا ( هارمونیکا ) باز هم ساده تر هست .. کمی فکر کنید . بله خودتان اهنگ زمزمه کنید . ترانه های که دوست دارید و یا اهنگ های مورد علاقه خودتان را با صدای معمولی زمزمه کنید . با انجام این تکنیک چنان شاداب و سبک میشوید که هیچ چیزی بر ان متصور نیست .. و خودتان از انجام این کار لذت خواهید برد .
۶-) در این روش و به دنبال روش قبل اگر اهل ساز زدن و اهنگ خواندن نیستید حداقل به دسترنج و نتیجه کار دیگران گوش بدهید . کمی از حالت تکراری خارج شوید . گوش دادن به اهنگ خوانندگان امروزی پاپ و تکنو ووو ... زیاد مشکلی از شما حل نمیکند . کمی تنوع به خرج بدهید . ایا تا به حال به موسیقی کلاسیک گوش داده اید .. ایا اسم بتهوون و شوبرت و شوپن و وو .. به گوشتان اشنا است .. یا شاید به قول معروف به سان صدای وز وز مگسان در گوش شما است ..
برای اولین بار هم که شده به یک اثر کلاسیک گوش بدهید . نگوئید چیزی از ان نمیفهمم . خود من شخصا وقتی روز اول سمفونی شماره ۹ شوبرت را گوش دادم فکر کردم تعدادی ماشین ردیف شده اند و متناوبا بوق میزنند ..!!
شاید کمی بی انصافی به نظر بیاید چرا که امروز تنها موسیقی مورد علاقه من همین سمفونی ۹ شوبرت هست .. به هر حال امتحان کنید . سعی کنید سازها را از هم تفکیک کنید . بعد از چند بار گوش دادن مطمئن باشید عاشق موسیقی کلاسیک میشوید و سبک های دیگر موسیقی جاذبه و شکل دیگری برایتان پیدا خواهد کرد .
۷-) ایا به نقاشی علاقه دارید . شاید اغلب شما فقط از دوران ابتدایی خاطراتی از نقاشی دارید و از ان زمان تاکنون دیگر هیچ .. نیازی نیست در حد حرفه ای کار کنید و یا اینکه برای خودتان یک بوتیچلی و سزان باشید . همین مداد رنگی و یا ابرنگ به راحتی مشکل شما را حل میکند .. یک نقاشی ساده بکشید و تمام جزئیات ان را در نظر بگیرید .. منتهی در این روش همانند روش شماره ۴ . با حوصله و صبر کامل این کار را انجام دهید و از نتیجه ان شگفت زده خواهید شد .
۸-) اگر امکان دارد نمای اتاق خودتان را تغییر دهید .. نیازی به خانه تکانی کلی نیست مطمئن باشید جابه جا کردن کوچک ترین وسائل هم به شما کمک میکند . به اطراف خود نگاهی بیندازید . ایا امکان تغییر مکان تخت شما هست . ایا میز شما قابلیت جابه جایی و تغییر دارد . حتی عوض کردن جای تابلو ها با یکدیگر .. در روحیه شما تاثیر دارد و باعث ایجاد تنوع در روحیه و ذهن شما میشود ..
۹-) اگر شاغل هستید . همیشه به یاد داشته باشید که هیچگاه میزان دریافت حقوق خود را با دیگران مقایسه نکنید . ثابت شده که در ایجاد افسردگی در محیط کار و دلزدگی از کار نقش موثری دارد
۱۰-) اخرین روش پیشنهادی . اقدام به خرید میباشد . حتی اگر کاملا جزیی و ساده باشد مهم اقدام به خرید است . لباس های خودتان را بپوشید و به نزدیک ترین مارکت نزدیگ محل سکونتتان بروید و با حوصله و بدون عجله اقدام به خرید بنمایید .. همین بیرون رفتن از خانه .. قدم زدن .. مشاهده فعالیت دیگران .. مشاهده و بررسی اجناس مارکت .. و و و .. به خوبی شما را از این رو به ان رو میکند . باور ندارید امتحان کنید .
برداشت از مطالب صرفا با ذکر منبع مجاز میباشد .. با تشکر .
کامران عطایی
عزت نفس بالا یکی از پشتوانه های محکمی است که می تواند کودک را در مقابل چالش های دنیای خارج استوار سازد. کودکانی که احساس بهتری نسبت به خودشان دارند راحت تر می توانند از این پس مشکلات برآیند و در برابر فشارهای منفی راحت تر مقاومت می کنند. آنها بیشتر لبخند می زنند و از زندگی لذت بیشتری می برند.

کودکانی که اعتماد به نفس خوبی دارند ، واقع گرا و عموما خوش بین هستند. از سوی دیگر کودکانی هستند که دارای عزت نفس پایینی هستند و هر چالش کوچکی می تواند سبب ایجاد استرس، اضطراب و ناامیدی در آنها شود. این کودکان به هیچ عنوان به خود و توانایی هایشان اعتماد ندارند و به سختی می توانند برای مشکلات خود راه حل های کاربردی پیدا کنند. اغلب افکار منفی نظیر: "من آدم خوبی نیستم "یا" من نمی توانم هیچ کاری را به خوبی انجام دهم" به سراغ آنها می آید و نهایتا به صورت افرادی غیرفعال و افسرده در می آیند. در این حالت کافی است با یک چالش روبرو شوند، تا اولین واکنشی که نشان می دهند" من نمی توانم" باشد.
راهکارهای تقویت عزت نفس در کودکان
یکی از تکنیکهای بسیار مهم تأثیرگذار برای تقویت عزت نفس پذیرش کودک از سوی والدین است. طبیعی است که هر پدر و مادری آرزو دارند که کودک آنها بهترین شاگرد در کلاس و مدرسه باشد. و در آینده دارای تحصیلات عالی دانشگاهی باشد و...
ما از کودکانمان انتظارات زیادی داریم ولی آنان بیشتر انتظارات ما را برآورده نمی کنند.
هر کودکی دارای ویژگیهای منحصر به فرد خویش است و از نقاط قوت و ضعف زیادی برخوردار است. به طور حتم ما باید انتظار داشته باشیم که کودکمان تا آنجا که می تواند تلاش خود را انجام دهد. ولی در هر صورت چه در کاری به راحتی موفق شود و یا به سختی به نتیجه برسد، تشویق کارها و تصدیق قوه ی خود ارزشی برای آنان بسیار ضروری است. پس تا آنجا که می توانید وقت زیادی را با کودکتان بگذرانید.
زمانی که والدین بین خشونت نامعقول و آسان گیری شدید تردید نشان می دهند در واقع، درباره این که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است، پیام های گیج کننده ای به کودک خود ارسال می کنند.
همیشه سعی کنید در لحظه های مهم زندگی فرزندانتان حاضر باشید. در دنیای هر کودک لحظات مهم تلخ و شیرینی وجود دارد که طبیعتاً دوست دارد شما را در آنها شریک کند. پس این فرصت را از کودک خود نگیرید و در موفقیتها و ناکامی هایش با او شریک شوید.
همچنین فقدان تنبیه و تشویق در کودکی نیز منجر به اختلال شخصیت ضد اجتماعی در بزرگسالی می شود.
زمانی که والدین بین خشونت نامعقول و آسان گیری شدید تردید نشان می دهند در واقع، درباره این که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است، پیام های گیج کننده ای به کودک خود ارسال می کنند.

آسیب شناسی روانی عزت نفس: ایجاد شخصیت ضد اجتماعی
پاره ای از اختلالات شخصیت در بزرگسالی در نتیجه وجود عزت نفس پایین در کودکی ایجاد می شوند. دیدگاه ها و رویکردهای روان شناختی، عزت نفسپایین در دوران کودکی را عامل ایجاد اختلال شخصیت ضد اجتماعی می دانند. آنها معتقدند افرادی که دچار این اختلال می شوند در کودکی احساس می کنند نیاز دارند شایستگی خودشان را با پرداختن به اعمال پرخاشگرانه ثابت کنند.
یعنی پدر و مادر نقشی در رشد کودک خود ندارند. وقتی خطایی از کودکشان سر زد بسیار سرسری و سهل گیرانه از کنار آن می گذرند و متقابلاً از کنار کارهای مثبت و تحسین برانگیز او نیز به سادگی می گذرند و آنها را نادیده می گیرند. تحت این شرایط، کودک احساس می کند که باید شایستگی های خود را با پرداختن به اعمال پرخاشگرانه نشان دهد.
یافته های پژوهش معروفی توسط رابینز و همکاران او در باره تاثیر انواع فرزند پروری بر کودک، نشان داد که انضباط بی ثبات می تواند بسیار مشکل ساز باشد. کودکانی که چنین والدینی دارند نمی توانند بین اعمال خوب یا بد و پیامدهای این اعمال رابطه برقرار کند. تحت این شرایط کودک رفته رفته دچار سردرگمی شده و با ابهام رشد می کند و تربیت می شود.
پیامد این مساله چیزی است که ما آن را در بزرگسالی اختلال شخصیت ضد اجتماعی می نامیم.
همچنین فقدان تنبیه و تشویق در کودکی نیز منجر به اختلال شخصیت ضد اجتماعی در بزرگسالی می شود.
زمانی که والدین بین خشونت نامعقول و آسان گیری شدید تردید نشان می دهند در واقع، درباره این که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است، پیام های گیج کننده ای به کودک خود ارسال می کنند.
عزت نفس یک واژه نیست، بلکه تمام شخصیت آدمی قلمداد می شود و در پهنه هستی آدمی ریسمانی که تک تک اجزای وجود آدمی را به یکدیگر متصل می کندعزت نفس است.
درمان اختلال شخصیت ضد اجتماعی:
از بحث پیرامون اختلال شخصیت ضد اجتماعی می توان نتیجه گرفت که افراد مبتلا به این اختلال به راحتی تغییر نمی کنند. متاسفانه از همه بدتر این است که افراد مبتلا به این اختلال بعید است که خودشان با پای خودشان به متخصص بالینی مراجعه کنند. زیرا دلیلی برای تغییر کردن نمی بینند. حال با توجه به دشواری کار کردن با افراد مبتلا به این اختلال چگونه متخصص بالینی می تواند به هدف درمانی رضایت بخش دست یابد؟
روانشناسان بالینی معتقدند که این افراد فقط در صورتی رفتارشان را تغییر می دهند که متوجه شوند آنچه انجام داده اند غلط است. بنابراین هدف درمان این نیست که به درمانجویان کمک شود احساس بهتری پیدا کنند، بلکه باید آنها را واداشت تا نسبت به خود و موقعیتشان احساس بدتری داشته باشند. متخصص بالینی در انجام این کار باید از رویکرد مواجهه دادن استفاده کند. به این صورت که نشان دهد ظاهرسازی ها و سرهم بندی کردن های درمانجو را باور نمی کند و مرتباً ماهیت رفتار خودخواهانه و خودشکن درمانجو را به وی انعکاس دهد. در صورتی که درمان موفقیت آمیز باشد درمانجو در مورد رفتارش احساس ندامت و گناه می کند که نهایتاً احساس ناامیدی و اندوه را به دنبال خواهد داشت. فقط تحت این شرایط است که می توان امیدوار بود رفتار او تغییر کند. البته به خاطر داشته باشید که دستیابی به چنین نتیجه مثبت و ایده آلی بسیار دشوار است. بنابراین دوران کودکی و نوجوانی که در آن پایه های شخصیت یک انسان ریخته می شود را جدی بگیرید و طوری کودک و نوجوان خود را تربیت کنید که دارای عزت نفس به جا و متعادل شود، تا شاهد این رفتارها در بزرگسالی نباشیم.
چرا که همان طور که قبا گفتیم عزت نفس یک واژه نیست، بلکه تمام شخصیت آدمی قلمداد می شود و در پهنه هستی آدمی ریسمانی که تک تک اجزای وجود آدمی را به یکدیگر متصل می کند عزت نفس است. هرگاه این ریسمان سست شد و در هم ریخت شخصیت آدمی از هم می پاشد و سرانجام فرو می ریزد. بنابراین تصور هر نوع آسیب شخصیتی و بیماری های مرتبط با عزت نفس از جمله اختلال شخصیت ضداجتماعی ممکن خواهد بود.

سخنی با والدین
همانطور که از بحث پیرامون رابطه ی عزت نفس و اختلال شخصیت ضداجتماعی متوجه شدید، موقعیت خانوادگی و اجتماعی یکی از منابع بسیار مهم جامعه ستیزی به شمار می رود. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد از دست دادن پدر یا مادر به دلیل طلاق و جدایی همبستگی بالایی با پرورش رفتار جامعه ستیزی در فرزندان دارد. هر چه رفتار جامعه ستیزی جدی تر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که فرد جامعه ستیز دچار محرومیت از والدین شده باشد. علاوه بر آن، مشاجرات، کتک کاری های خشن، بی عفتی وقیحانه، الکلیسم، اعتیاد به مواد مخدر، بی ثباتی والدین و بی توجهی پدر از جمله عواملی هستند که باعث می شوند کودک در یک جو عاطفی مخرب و ناسالم و بدون حمایت والدین بزرگ شود و ثمره آنعزت نفس پایین و خود خوار شماری در سنین کودکی و نوجوانی و احیاناً اختلال شخصیت ضد اجتماعی در سنین بزرگسالی خواهد بود. پس
پدر و مادر عزیز کودک خود را طوری تربیت کنید تا قدر خود را بداند و وجود خود را با ارزش تلقی کند. در یک جو عاطفی و حمایت مناسب است که کودک شما رشد می کند خود را با ارزش می داند و در نهایت امید است که با عزت نفس مناسب و متعادلی وارد اجتماعی شود

بیماری روانی، اصطلاحی گسترده برای توصیف تعداد زیادی از بیماری های روان پزشکی است که توانایی تفکر، احساس و رفتار شخص جهت عملکرد مناسب در تکالیف روزمره زندگی را مختل می نمایند.
بسیاری از بیماری های روانی در اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی، یعنی مقارن با زمان ورود به دانشگاه شروع می گردند.
بعضی از مردم فقط یک دوره واحد از بیماری روانی را تجربه می کنند، در حالی که در عده ای دیگر ممکن است نشانه های روانی، حالت دوره ای داشته باشند که امروز اغلب آن ها درمان پذیر هستند.
تخمین زده می شود 20 درصد مردم در دوره ای از زندگی خود، بیماری روانی را تجربه کنند. افراد دارای بیماری روانی می توانند زندگی با کیفیتی داشته باشند.
دوره هایی در زندگی وجود دارد که در آن، هر شخصی ممکن است احساس های غیرقابل کنترل مثل: ترس، فشار،افسردگی، اضطراب و یا عدم کنترل روانی را داشته باشد. این دوره ها به شدت پریشان کننده هستند، اما معادل بیماری روانی محسوب نمی شوند.
در بعضی موارد گفته می شود که بیماری روانی همان ناتوانی هوشی است، این اصلا درست نیست! گرچه ممکن است بیماری روانی و ناتوانی هوشی همزمان وجود داشته باشند، اما هیچ ارتباطی بین این دو وجود ندارد.
اصطلاح های ناتوانی روانی و بیماری روانی، گاهی به جای همدیگر به کار می روند. به طور دقیق، اصطلاح های بیمار روانی به وجود یک اختلال واقعی اشاره می کند، در حالی که اصطلاح ناتوانی روانی به تجارب مختل ناشی از بیماری روانی اشاره دارد. هر کسی که بیماری روانی دارد، لزوما ناتوانی روانی ندارد. بسیاری از مردم بعد از بهبود از یک دوره بیماری، برای مدت زمانی طولانی از سلامت کامل در زندگی خود لذت می برند.
ناتوانی روانی به ندرت دائمی است و سطوح ناتوانی هم اغلب در حال نوسان است (بهبودپذیر است).
گرچه هر بیماری روانی نشانه های خاص خود را دارد، اما علائمی وجود دارد که براساس آن ها می توان متوجه «وجود اشکال» شد.

این علائم عبارت هستند از:
- کناره گیری از دیگران
- تغییر سریع در وزن
- پرخاشگری
- هذیان ها (باورهای غلط)
- اشکال در تمرکز
- غمگینی و دلتنگی
- فقدان علاقه (لذت نبردن)
- رفتار بزرگ منشانه
- تحریک پذیری
- نگرانی و بی قراری
- رفتار نامناسب
دانشجویانی که تحت درمان روان پزشکی هستند، ممکن است مقادیر زیادی از داروهای روان گردان را مصرف نمایند.
همه داروها اثرات جانبی دارند. عوارض داروهای روانپزشکی به صورت کاهش تمرکز، خواب آلودگی ، تیرگی دید، سفتی عضلانی، لرزش و خشکی دهان می باشد.
در اغلب موارد نشانه های قابل مشاهده ناتوانی روانی نتیجه درمان است، نه خود بیماری.
سلامت روانی، چیزی بیش از فقدان بیماری روانی است. اغلب مردم از اهمیت حفظ سلامت جسمانی خود آگاهند و برای کسب اطمینان از سلامتی خود، از روش هایی همچون ورزش منظم، تغذیه مناسب و آزمایش های پزشکی استفاده می کنند. اما تعداد کمی از مردم به اهمیت حفظ سلامت روانی خود واقف هستند.
همه در زندگی فشار روانی را تجربه می کنند که البته میزان معینی از آن برای ایجاد انگیزش مفید است، اما سطوح فشار روانی باید به دقت مورد بازبینی واقع شود. فشار روانی می تواند مشکلات جسمانی (از قبیل فشار خون بالا، سردرد، گردن درد ، خستگی) تولید کند و ممکن است سرآغازی برای ناتوانی روانی در بعضی از مردم باشد.
معیارهایی برای کسب اطمینان از سلامت روانی وجود دارند، بعضی از این معیارها عبارت اند از:
- کار و فعالیت در حد توان
- معاشرات با دیگران
- دانستن روش هایی برای ابراز وجود و عملی کردن آن ها
- خنده منظم
- توان مقابله با مشکلات
- دانستن و به کارگیری روش های آرامش بخش در زندگی
- اهمیت دادن به زمان تفریح
حفظ بهداشت روانی جهت داشتن یک زندگی سالم، مسئولیت شخصی هر کسی است!
قابل توجه مدیران و اولیاء ثبت نام شده ویژه ی اولیاء پایه اولی ( ورودی مهر90) مدارس ابتدایی
( 17 شهریور ، دخترانه اسلامی ، پسرانه فلسطین ، انقلاب اسلامی دخترانه کانی دینار ، انقلاب اسلامی دخترانه موسک ) برنامه و ساعت تشکیل کلاسها بدین شرح اعلام می گردد:
*******************
*****************
*****
یکشنبه 90/6/13 ساعت 9 صبح = اسلامی ، 17 شهریور جلسه اول
دوشنبه 90/6/14 ساعت 9 صبح = 17 شهریور ، اسلامی جلسه دوم
سه شنبه 90/6/15 ساعت 9 صبح = 17 شهریور ، اسلامی جلسه سوم
چهارشنبه 90/6/16 ساعت 9 صبح = 17 شهریور ، اسلامی جلسه چهارم
پنجشنبه 90/6/17 ساعت 9 صبح = 17 شهریور ، اسلامی جلسه پنجم
شنبه 90/6/19 ساعت 9 صبح = 17 شهریور ، اسلامی جلسه ششم
*******************
*****************
********
دوشنبه 90/6/14 ساعت 11 = دختران ابتدایی کانی دینار
سه شنبه 90/6/15 ساعت 11 = دختران ابتدایی کانی دینار
چهارشنبه 90/6/16 ساعت 11 = دختران ابتدایی کانی دینار
پنجشنبه 90/6/17 ساعت 11 = دختران ابتدایی کانی دینار
شنبه 90/6/19 ساعت 11 = دختران ابتدایی کانی دینار
یکشنبه 90/6/20 ساعت 11 = دختران ابتدایی کانی دینار
*******************
*****************
*****
یکشنبه 90/6/20 ساعت 9 صبح = فلسطین ساعت 11 = دختران ابتدایی موسک
دوشنبه 90/6/21 ساعت 9 صبح = فلسطین ساعت 11 = دختران ابتدایی موسک
سه شنبه 90/6/22 ساعت 9 صبح = فلسطین ساعت 11 = دختران ابتدایی موسک
چهارشنبه 90/6/23 ساعت 9 صبح = فلسطین ساعت 11 = دختران ابتدایی موسک
پنجشنبه 90/6/24 ساعت 9 صبح = فلسطین ساعت 11 = دختران ابتدایی موسک
شنبه 90/6/26 ساعت 9 صبح = فلسطین ساعت 11 = دختران ابتدایی موسک
*******************
*****************
*****
چهارشنبه 90/6/23 = ساعت 3/5 = دبستان دخترانه شاهد
پنجشنبه 90/6/24 = ساعت 3/5 دبستان دخترانه شاهد
یکشنبه 90/6/27 = ساعت 9 صبح دبستان دخترانه شاهد
دوشنبه 90/6/28 = ساعت 9 صبح دبستان دخترانه شاهد
*******************
*****************
*****
شنبه 90/6/19 = ساعت 3 بعداظهر هاجر هجرت
یکشنبه 90/6/20 = ساعت 3 بعداظهر هاجر هجرت
دوشنبه 90/6/21 = ساعت 3 بعداظهر هاجر هجرت
سه شنبه 90/6/22 = ساعت 3 بعداظهر هاجر هجرت
یکی از مهمترین ضرورتها ، گشاده رویی در تعاملات است که با کادوی لبخند ،مهربانانه عشق و ابراز دوست داشتن را به اعضای خانواده ارزانی می بخشیم و سیمای شاد و زیبایی را نخست به تیپ شخصیتی خود می بخشیم و سپس گوهر ارزشمند بودن خود را برای لحظات نیاز در واقع از دیگران خواهیم دید . این ودیعه را شخص هدیه دهنده به عنوان اثرگذارنده ، پاداش ارزشمندی را در تار و پود خود نیکو حس می کند و اگر هم جوابی از طرف نگیرد ، ودر نفس کار انتظاری را برایش در نظر نگیرد ، عادتی در زندگی شکل خواهد گرفت که بیمه ی مهرورزی خواهد بود.
سیمای نورانی انسانها به نیت و حدود انتظارات افراد بستگی دارد . پس بیائید در مهرورزی بخود دریغ نورزیم و این مهم را بدون چشم داشت بهم ارزانی بخشیم و گشادگی سیما و دل و درون را همیشه در نظر آوریم تا فردا و پس فردا لزومی به طروات بخشی سیمایمان کمتر حس کنیم ، باشد که نه تنها زوجین بلکه تک تک افراد خانواده در کسب آن و هدیه آن گوی سبقت را از هم بگیرند.
مصطفی زاده /سلیمانیه
بسیار مسرورم که از این دریچه به واقعیت های موجود در خانواده می پردازم. این بستر را تقدیم می کنم به تمامی معلمان ، مدرسان آموزش خانواده و اولیاء گرامی دانش آموزان.
هربار مطالب این وبلاک تحت عنوان های خاص تربیتی و تحصیلی به روز می گردد.
برای دسترسی به مقالات و مطالب روی عنوان های صفحه ی اول کلیک فرمایید.
علی مصطفی زاده مدرس کلاس های آموزش خانواده
----------------------------
برای دسترسی به برنامه ی اجرایی مدارس (۱۷ شهریور ُ اسلامی و رام الدوره ) بر روی همین لینگ کلیک بفرمائید .
-------
انواع خانواده ها از نظر تربیت کودک
عوامل مؤثر بر يادگيري دانش آموزان
يكصد خصوصیات رفتاری در بين افراد موفق
نارسا نویسی و شیوه های درمان آن
سي نكته تربيتي درباره تنبيه بدني
ده اشتباهی که والدین خوب مرتکب می شوند و راه رفع آن ها
اقداماتي درجهت دست يافتن به آرامش
راهكارهاي برخوردبابچه هايي كه نق مي زنند
وسواس در كودكان وروش هاي درمان آن
مكيدن انگشت وراهكارهاي حل اين مشكل
عوامل موثر در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان
پرورش خلاقيت تحصيلي در دانشآموزان
عوامل مؤثردر افت تحصيلي و شيوه هاي مقابله با افت تحصيلي
عزت نفس و روشهای افزايش آن در دانش آموزان
شيوه هاي موثردر برقراري ارتباط موثر
وسواس در كودكان وروش هاي درمان آن
علل دروغگويي وراهكار هاي حل اين مشكل
بیش فعالی در کودکان و نقش تغذیه
راهبردهاي درماني دانش آموزان با ناتوانايي يادگيري
عواطف و احساسات دیگران راجریحه دار نموده پیوندهای دوستی و یگانگی را از هم جدا می سازد.
فرد لجباز برای اینکه خواهش غرورآمیز خود را اعمال نماید در هر انجمنی سخنی به میان آید و در هر مو ضوعی اظهارنظر شود بدون اینکه قصد راهنمایی داشته باشد بیدرنگ زبان به اعتراض می گشاید وبا جملات و انتقادات بی مورددر صدد کوبیدن و نابود ساختن شخصیت دیگران است شخص لجوج باروحیه لجبازی قضاوت منصفانه را از دست داده به حق کشی وانواع بی عدالتی ها جسور و بی باک میگردد علی (ع) می فر ماید (اللجاج یفسدالرّای )یعنی :لجاجت فکر و اندیشه راتباه می سازد.
● وراثت و لجاجت
بدون تردید رو حیات پدران ومادران در فرزندان اثر می گذارد این تاثیر به صورت زمینه های بسیار کوچکی به کودکان انتقال مییابد ولی بروز و رشد این زمینه ها تابع شرائط محیطی است . اگر مقتضیات تربیتی موافق و مساعد با این زمینه ها باشد پرورش ورشد آنها قطعی است و اگر جو پرورشی بر خلاف آن باشد برای ظهور و بروز آنها ،مجالی فراهم نخواهد آمد .نا گفته نماند که منظور از محیط تربیتی علل وعوامل گوناگونی است که حتی بهداشت و مواد غذایی و محیط زندگی و سلامت تن و امنیت خاطر کودک را نیز در بر می گیرد . بنا بر این کودک با رو حیه لجبازی از پدر ومادر متولد نمی گردد بلکه با فطرت پاک قدم به جهان هستی می گذاردو این عوامل سازنده ترتیبی اوست که می تواند از او یک انسان سازگارویا فرد لجبازو یک دنده ساخته تحویل اجتماع دهد.
● علل لجاجت
لجبازی کودکان نمی تواند در انحصار یک علت وعامل باشد بلکه علل وعوامل متعددی در پیدایش روحیه لجبازی اثر داردو ما در این جا به برخی از آنها اشاره می نمائیم:یکی از علل ، محبت های افراطی پدران ومادران است البته در مواردی هم شرائط و اوضاع خارجی در ضرورت این توجه و محبت فوق العاده موثر می باشد . مثلاً برخی از کودکان فرزند منحصر خانواده هستندیا از نظر جنسیت تنها پسر خانواده می باشند و در بعضی از موارد هم ،کودک از اول علیل و ناتوان بوده،دوره بیماراش طولانی بوده ،برای او وضع استثنائی به وجود آورده در چنین مواردی پدران ومادران می کوشند به همه خواسته های کودک جواب مثبت دهند ،گرچه برخی از این تمایلات اصولی ومنطقی نباشد در نتیجه چنین کودکانی بتدریج با روحیه لجبازی تربیت می شوند . پر واضح است کودکانی که درخردسالی هرچه خواسته فوراً برایش تهیه می شده بعدها با این روحیه خو گرفته توقع دارد هر چه بخوا هند و وهر چه بگو یند، باید دیگران بدون قید و شراط خواسته او را انجام دهند.
● محرو میت و لجبازی
کودک در هر دوره از زمانی نیازهایی دارد، او همانطور که به غذا ولباس احتیاج دارد به بازی وتفریح هم نیاز مند است . برخی از پدران ومادران بر اثر بی توجهی به نیاز های طبیعی کودکان یا علاقمندی افراطی آنان به جنبه های آموزش فرزندانشان هیچگاه وسایل بازی و تفریح های مشروع برای فرزندان خود تهیه نمی نمایند ، در برخی از خانواده ها کودکان گرفتار فقدان عاطفی بوده، از امنیت خاطر بر خور دار نیستند در محیط خانوادگی آنان بجای صفا و صمیمیت جنگ و جدال وجدایی ،حاکم مطلق است . بدیهی است این محرومیت ها بتدریج کودکان را عقده ای ولجباز بار می آورد ، اینگونه کودکان با روحیه لجبازی ، عقده ها و ناراحتی های خود را جبران می نمایند . بعضی از خانواده ها کودکان خود را از بسیاری از آزادیهای معقول ومشروع باز داشته به سختی آنان را در منگنه فشار ، قرار می دهند اینگونه کودکان با مکانیسم دفاعی به یک نوع اعتیاد و آلودگی خطر ناکی دست می زنند و ریشه وانگیزه این کار جز لجاجت و دهن کجی کردن چیز دیگری نمی باشد.
● پیش گیری های اسلام از لجاجت
در همه مقررات وقوانین اسلامی این واقعیت به چشم می خورد که اسلام بطور جدی و قاطع با هر عاملی که از آن تفرقه وجدایی ودشمنی وعداوت وکینه توزی به وجود آید شدیداً مبارزه کرده است تا آنجا که از عواملی هم که امکان بروز هر نوع تصادم و برخوردی داده می شود اکیداًجلو گیری به عمل آورده است .
امام باقر (ع) می فر ماید : (ان تترک المراء وان کنت محقاً ). یعنی :ستیزه جویی وجدال را رها ساز اگر چه حق با تو باشد.
● درمان لجاجت درمان لجبازی کودکان کمی دشوار است باید کوشید از راههای صحیح واصولی به مبارزه با لجبازی قیام کرد چه با پیاده کردن هر عامل غیر تربیتی علاوه بر اینکه لجبازی را درمان نکرده ایم بلکه به توسعه وگسترش آن دامن زده ایم . برخی ازپدران می کوشند با تسلیم شدن و آزاد گذاشتن کودک لجبا ز ، او را تربیت کرده ضمناً خود را از اصرار و ابرام و گریه او نجات و رهایی بخشند ،عده ای هم می کو شند با توسل به زور وکتک زدن ، لجبازی او را از بین ببرند بدیهی است این دو روش منطقی واصولی نمی باشد زیرا کودکی که با اصرار حرفش را به کرسی بنشاند علاوه بر این که لجبازی پایان نمی پذیرد بلکه بر شدت آن افزوده می گردد . واما نارسا بودن روش دوم این که اصولاً تنبیه بدنی هرگز نمی تواند یک عامل تربیتی بشمار آید در پایان ،راه اساسی این است که فرد لجباز باید باز سازی گردد تمام علل وعوامل که روح لجاجت را در او بوجود آورده ، باید از بین برود تا کودک ، تعادل خود را باز یافته از لجبازی دست بکشد و پیش از باز سازی ،بهترین روش درمانی ، عدم اعتناء و توجه به کودک لجباز است بدون این که تسلیم او شده یا به زور و تنبیه متوسل گشته باشیم
روزنامه تفاهم
http://mohsenazizi.blogfa.com
| والدینی که کودکان خود را به علت لجاجت و عناد به درمانگاهها میآورند، معمولاً دارای ویژگیهای زیر هستند: بیشتر فرمان میدهند، بیشتر میپرسند و بیشتر به کودکان اهانت میکنند. فرمانهای این والدین بیشتر منفی است و به صورت خشم یا اهانت و همراه با نقنق صادر میشود. میان این رفتارهای والدین با رفتار ناخوشایند «لج کردن» کودک ارتباط معنیداری وجود دارد.والدین این کودکان به طور معمول با یکدیگر اختلافنظرهای شدید دارند و دائماً در حال مجادله با یکدیگرند. زمانی که کودک، لجبازی پدر را با مادر و یا مادر را با پدر میبیند، از طریق یادگیری مشاهدهای، لجبازی را از والدین یاد میگیرد. بسیاری مواقع لجبازی کودک توسط اطرافیان تقویت میشود. بنابراین، این رفتار ناخوشایند در کودک شکل میگیرد و کودک میآموزد که با لجبازی و تندخویی میتواند هرچه را که بخواهد به دست آورد. ناکامی نیز معمولاً میتواند علت لجبازی در کودک باشد و باید تلاش شود که کودک کمتر ناکامی را تجربه کند. همچنین در کودکانی که در رشد عاطفیشان تأخیر وجود دارد و یا مبتلا به ناتوانیهای یادگیریاند، لجبازی، بیشتر مشاهده میشود. در دورهٔ نوجوانی نیز ممکن است لج کردن به عنوان تظاهری از نیاز به گسستن از والدین و برقراری هویتی مستقل مشاهد شود و شاید به عنوان به عنوان آخرین عامل بتوان به حسادت اشاره کرد که لجاجت کودک بیشتر مواقع به سبب حسادت بروز میکند. بنابراین والدین نباید به رشد حسادت کودک کمک کنند. ▪ راههای درمان: در درمان، هدف این نیست که کودکی را تربیت یا درمان بکنیم تا آرام چون بره باشد و از همه دستورهای والدین اطاعت بیچون و چرا کند. ـ درمانگران، والدین را آموزش میدهند که چگونه رفتار لجبازانه کودک را تعدیل و رفتار مناسب را در وی تقویت کنند. چون واکنش پدر و مادر در برابر لجاجت و سرکشی کودک نیز در رفتار لجوجانه او تأثیر میگذارد. ـ دادن پاداش و امتیاز به هنگام ارائه رفتار مناسب، لجبازی در کودکان را کاهش میدهد. ـ نادیده گرفتن و بیتوجهی اطرافیان به لجبازی کودک این رفتار را در وی کاهش میدهد. ـ همچنین میتوان لجبازی کودک را با حذف امتیاز و پاداش که به دلیل لجبازی دریافت کرده، درمان کرد. ـ استفاده والدین و مربیان از واژهها و جملههای مثبت و پاداشهای شفاهی، اثربخشی خوبی در درمان لجاجت کودک دارد. از تحسین و ستایش تلقینی میتوان استفاده کرد. ـ هرگز برای از بین بردن لجبازی به کودکان رشوه ندهید. ـ برای درمان لجاجت کودک باید جدال بین غریزههای کودک و انتظارات پدر و مادر را به خوبی شناخت و در جهت رفع آن اقدام کرد. |
| روزنامه اطلاعات |